تبلیغات
اشعار دلنشین - نیکادل










اشعار دلنشین






"منِ تندیسه ی عشق ‏"

  شاعر: نیکادل نیکنام نیک آئین




با عشق
تو به او خندیدی

به دو چشمِ نگران
تو به آن دلهره و طپش قلب جوان
من نیز با حسرت و آه
سهم خاکِ دِگران
پدرت غضب آلود به او کرد نگاه
که تو گل باغی و این گل باغ، ابداً نیست ارزان
تو که رفتی
لیک
چشم او ماند به رات
سالهاست که در قلب من آرام، آرام
خش خشِ گام تو و حیرت او تکرار کنان، می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه ی کوچک او سیب نداشت؟
و
چه می شد اگر، باغچه ی خانه ی تو سیب نداشت؟

سیب دندان زده ام
منِ تندیسه ی عشق
میوه ی ناب بهشت
مظهرِ جذبه ی خاک
خاک
سِترِ عریانیِ تاک

حال، زبانم گویا
از دل پیر و جوان
شکوه از اصلِ من و ...‏
که شده بس نایاب
آه ...‏

کاش بودم ارزان

--------------------------

به حمید، فروغ
‏ و
محمدرضای عزیزم

نیکادل
پاییز 89‏
 

منبع :   http://www.shereno.com/46181/41015/318617.html